السيد موسى الشبيري الزنجاني

7701

كتاب النكاح ( فارسى )

بررسى قول چهارم ( ذكر معناى ثالثى براى خوف نشوز ) يك معناى سومى كه نه در كلمات فقهاء آمده است و نه در تفاسير - به مقدارى كه مراجعه كردم - وجود داشت و به نظر مىرسد كه هيچ اشكالى در آن نيست ، اين است كه متعلّق خوف در آيه شريفه عبارت از نشوز متحقق باشد ؛ به اين بيان كه فعل « خاف » هم با « من » و هم بدون آن متعدى مىشود و از طرفى متعلَّق آن همانطورى كه در موارد زيادى وجود خارجى فعلى ندارد و خوف از تحقق آن در آينده نيست ، گاهى هم وجود خارجى دارد مثل آتش خارجى ، اسد موجود در خارج و تعلق خوف به آن در اين صورت مجازى هم نيست كه نياز به مصححى داشته باشد مثلًا احتمال آسيب زدن مصحح آن باشد . بلكه به طور حقيقى گفته مىشود كه « أخاف الاسد » يعنى از شير خارجى موجود مىترسم ، و البته فرقى نمىكند كه « الاسد » را در اينجا منصوب به نزع خافض ( من ) بدانيم يا نه ، در هر حال در اينجا هم مىگوييم كه « تخافون نشوزهن » يعنى از نشوز موجود در آنها مىترسيد ؛ به اينكه بعد از اين براى زندگيتان مشكل ايجاد نمايد - كما اينكه گاهى ممكن است كه نشوز مختصرى باشد كه احتمال ايجاد مشكل براى بعد نداشته باشد - در اين صورت مىفرمايد مىتوانيد آنها را مورد موعظه ، هجر و ضرب قرار بدهيد . نتيجه : پس نظر مختار اين شد كه در آيه شريفه احكام ذكر شده ، براى بعد از حصول نشوز بار شده است . بحث دوم : تعلق احكام به نحو ترتيب يا تخيير يا جمع ؟ كلام « مسالك » و « جواهر » در معناى « واو » : تعبيرى در « مسالك » « 1 » هست كه در « جواهر » « 2 » هم آمده است و آن اينكه « واو » به معناى مطلق جمع است و به طورى كه از كلامشان بر مىآيد ، مقصودشان اين است كه « واو » به معناى منع از خلو

--> ( 1 ) - المسالك 8 : 357 ( 2 ) - جواهر الكلام 31 : 203